الشيخ أبو الفتوح الرازي

389

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

و از ايشان گروهى هستند مىدر پيچند ( 1 ) زبانهايشان به كتاب توريت ، تا پندارند كه آن از توريت است و نيست آن از توريت ، و مىگويند آن از نزديك . خداست ، و نيست از نزديك خداى ( 2 ) ، و مىگويند بر خداى دروغ و ايشان مىدانند ( 3 ) . [ 434 - پ ] نباشد هيچ آدمى را كه بدهد او را خداى كتاب و حكمت و پيغمبرى آنگه گويد مردمان را كه باشيد بندگان من بجز خداى و لكن باشى مردان خداى به آنچه آموزيد كتاب و به آنچه درس كنيد . و نمىفرمايد شما را آن كه گيريد فرشتگان را و پيغمبران را خدايان فرمايد شما را به كفر پس از آن كه شما مسلمانيد ( 4 ) ؟ . و چونها گرفت خداى پيمان پيغامبران كه آنچه من دادم شما را از كتاب و سخن درست ، پس آمد به شما پيغامبرى راست دارنده آن را كه با شماست تا ايمان آريد ( 5 ) به او و يارى كنيد او را گفت اقرار داديد وها گرفتيد ( 6 ) بر آن عهد من ؟ گفتند اقرار داديم ، گفت : گواه باشيد ( 7 ) و من با شما از جمله گواهانم . هر كه بر گردد پس از آن ايشان

--> ( 1 ) . آج ، لب : مىپيچانند . ( 2 ) . مج : از خداى نزديك ، با توجّه به وز تصحيح شد ، آج ، فق : و نيست آن از نزد خداى . ( 3 ) . آج ، لب ، فق كذب خود را . ( 4 ) . دب : مسلمانى / مسلمانيد . ( 5 ) . آج ، لب : آوريد . ( 6 ) . دب : اقرار دادمى وها گرفتى / اقرار داديد وها گرفتيد . ( 7 ) . آج ، لب : پس گواه شوى / پس گواه شويد .